تبليغاتX
اس ام اس های عشقولانه
برای خواندن این مطلب به ادامه مطلب سر بزنید .

                                              


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 21:3  توسط سيروس  | 

اگر خاری شوی بر دل نشینی/ تو را نازت کشم ، چون نازنینی . . .


تو این دنیا تو این عالم / میون این همه آدم

ببین من دل به کی دادم / به اون کس که نمیخوادم

دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه


عشق تنها سهم مرغ عشق نیست ، میتوان عاشق شد و گنجشک وار زیست . . .


اعتبار هر دلی در خوبی دلدار اوست ، آبروی هر کسی در آبروی یار اوست


خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونن.ولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درک ميکنه.


برای كشتن یك پرنده یك قیچی كافیست.لازم نیست آنرا در قلبش فرو كنی یا گلویش را با آن بشكافی.پرهایش را بزن خاطره ی پریدن با او كاری میكند كه خودش را به اعماق دره ها پرت میكند


دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است


یکي محبت می کنه و يکي ناز مي کنه !اونی که ناز

 مي کنه هميشه محبت مي بينه اما او نی که محبت

 میکنه هميشه تنهاي تنهاست


ما عشق اول هم بودیم اما ، همیشه عشق اول بهترین

 نیست !


دریا ، چه دل پاک و نجیبی دارد / بنگر که چه حالت غریبی دارد

آن موج که سر به صخره ها میکوبد / با من چه شباهت عجیبی دارد . . .


جانم ز فراق ، رنج بسیار کشید / با رفتن تو همیشه آزار کشید

ما همسفر راه درازی بودیم / بین من و تو زمانه دیوار کشید  . . .

 


 

قبر واقعی آدم در خاک نیست ، بلکه در قلب کسی است که فراموشت میکند . . .


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 20:0  توسط سيروس  | 

افسوس که جواني المثني ندارد

  


در کاخ مجلل خبر از عشق مجو ، که سعادت همه در کلبه ي درويشان است .
  


من يک نامه عاشقانه ام بازم کن، محتاج کمي نوازشم نازم کن، هر چند سکه اي سياهم اي دوست، در قلک سينه ات پس اندازم کن

  


اگر تمام درختان روي زمين قلم و تمام برگ هاي درختان کاغذ و تمام آب هاي زمين جوهر بشوند، باز نمي توانم عشقم را به تو بيان کنم..

    


پروانه نمي ميرد تا گل به بغل دارد، اين سينه نمي ميرد چون عشق تو دارد

  


من قلبم رو از جنس گاوصندوق درست کردم تا هيچ وقت با شعله نگاه کسي نسوزه، با کليد هر کسي باز نشه تا صاحب اصلي خودش اونو باز کنه.
  


بلبلي آزرده بودم عشق گرفتارم کرد، پدر عشق بسوزد که چنين خوارم کرد..
  



دلم يه ساله بي بهاره، هميشه با خيالت بي قراره، اگه باور نداري سينه بشکاف، ببين بي تو دل مادر چه حاله...

  



به دريا بزن قايقت مي شوم، حقيرم ولي لايقت مي شوم، من عاشقي شدن را بلد نيستم، تو يادم بده عاشقت مي شوم.

  


بر تن ما نکند آتش دوزخ اثري / چون به آتش کده مهر شما سوخته ايم . .

  


امروز ديدمت خسته بودي ، اگه اشتباه نکنم دل شکسته بودي

 دوستم نداري مي دونم ، حتما به ديگري دل بسته بودي

  


ما که همسايه اشکيم ولي با دل تنگ / گر لبي خنده کند ، ياد شما مي افتيم

  


زندگي جدولي است که هر کس در صدد حل آن بر آيد ، جايزه اش مرگ است

  


نون وپنير و سبزي بوست کنم ميلرزي
نون و پنير و نمک جيگر مني بانمک

  


دود اگر بالا نشيند کسر شأن شعله نيست ، جاي چشم ابرو نگيرد ، گرچه او بالاتر است

  


بهار آمد که من شيدا بگردم / چو ماهي بر لب دريا بگردم
پلنگ در کوه و اهو در بيابان / همه جفتند و من تنها بگردم

   


بمون بگو چکار کنم ، دنيا پر از درد و غمه / تموم زندگيم توئي ، تو هم که اخمات تو همه

  


اگه به تو زل نميزنم ، رازي است که با نگاه فاش ميشود

   


 شب شکست ، پيمان شکست ، عهدي شکست ، قلبي شکست
از شکست هر شکستي بر دلم آهي نشست

  


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 2:18  توسط سيروس  | 


بر خاک بخواب نازنين تختي نسيت / آواره شدن حکايت سختي نيست / از پاکي اشکهاي خود فهميدم / لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

  


يک هميشه يکه! شايد در تمام عمرش نتونه بيش از يک عدد باشه. اما بعضي وقتا همين يک ميتونه خيلي باشه:
....
يک دنيا
يک سرنوشت
يک دوست
يک خاطره..

  




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 4:4  توسط سيروس  | 

کاش ميشد همچو  آواز خوش يک  "دوره گرد"

زندگي را بار ديگر ، دوره کرد . . .

  


من غروب غم انگيز خورشيد را زماني دوست دارم که بدانم فردايش تو را ميبينم . . .

  


عشق است در فال همه ، جز من که دارم واهمه . . .
  


سيل دريا ديده هرگز باز نميگردد به جوي / نيست ممکن هرکه عاشق شد

مگر عاقل شود . . .

  


هميشه سخت ترين سيلي را از کسي ميخوري که روزي بهترين نوازشگرت بود . . .
  


من و تو

براي رسيدن به هم

هيچ چيزي کم نداريم

به غير از

يک معجزه!
  



به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوي پر نور ترين 

 

ستاره هاست . . .

  


کوه چون سنگ بود تنها شد يا چون تنها بود سنگ شد ! من که نه سنگ بودم نه کوه ، من چرا تنها شدم ؟
  



يکي مي پرسد اندوه تو از چيست؟    سبب ساز سکوت مبهمت کيست؟    برايش صادقانه مي نويسم    براي آنکه بايد باشد و نيست…
  



انسان شکست نمي خورد بلکه دست از تلاش بر ميدارد.
  


من اسير واژه محبتم ، خالي از کينه دل و حسادتم ، عاشق دست هاي با رفاقتم ، زندگي اينجوري داده عادتم .

  


يک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد اين چند هزارمين شب بي خوابيست اي عشق فقط حساب دستت باشد
  



چطور بود پسندیدید . . .

خوب خدا رو شکر

پس خواهشن نظر یادتون نره .

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 3:27  توسط سيروس  | 

اين پيامک از کشور عشق ، شهر مهر ، محله صفا ، پلاک محبت ، زنگ صداقت ، طبقه رفاقت ،‏ آمده تا بگم هنوز بيادتم

  


داستان زندگي من قصه ايست که متن آن وجود توست ،‏ و پايانش نبود تو

   


 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 3:48  توسط سيروس  |